🌠 مرآت ذات 🌠

نشر آثار حضرت علامه مروجی سبزواری شاگرد برجسته ی شیخ علی پهلوانی

🌠 مرآت ذات 🌠

نشر آثار حضرت علامه مروجی سبزواری شاگرد برجسته ی شیخ علی پهلوانی

🌠 مرآت ذات 🌠

💠 بسم رب فاطمة 💠
****************
نشر آثار حضرت علامه ذوالفنون
آیت الحق
شیخ عبد الحمید مروجی سبزواری
شاگرد برجسته ی شیخ علی پهلوانی رحمة الله علیه
_____________________
به دست باد سپردم عنان راحله را
بدان امید که یابم نشان قافله را
وصال مجلس دریادلان میسر نیست
مگر به باره ی خون طی کنیم فاصله را
______________________
در حال حاضر این وبلاگ با هیچ کانالی در پیام رسانها در ارتباط نمی باشد.

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ» ثبت شده است

خزاین خدا همان اسماء خدا هستند. لذا خداوند از اسماء خودش این موجودات را تنزل می دهد، این عالم آفرینش پهن می شود. همین موجودات را بر گردان برو به خدا، جمع که می شود می شود خدا. بنابراین فرق عالم با خداوند فرق در جمع و تفریق هست، قبض و بسط هست یعنی وجود در ذات خداوند جمع هست، وقتی که تنزل می کند متکثر می شود.

این مسئله زیاد در آیات قرآن آمده "أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما" آیا ندیدند کفار که آسمان ها و زمین یعنی عالم آفرینش رتق بود، بسته بود، بازش کردیم. کجا رتق بود؟ در ذات خدا؛ در ذات خدا تمام موجودات عالم به یک وجود واحد حضور داشتند بعد تنزل دادیم باز کردیم موجودات را.

یا می فرماند: " أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاکِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلًا ﴿۴۵﴾ ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَیْنَاقَبْضًا یَسِیرًا" می فرماید نمی بینید خورشید را که چطور نور خودش را گسترش می دهد؛ خورشید، خورشید وجود خداوند است که نور را از خودش مد می دهد یعنی گسترش می دهد و عالم آفرینش ایجاد می شود و بعد قبضش می کند.

ببینید در آن آیه تعبیر می کند به رتق و فتق و در این آیه تعبیر می کند به مَد و قبض؛ گسترش دادن و قبض کردن. آیات در این زمینه زیاد هست: "وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‌ جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ" از آیات خداوند است که خلق کردن سماوات و ارض را و گسترش داد در آن موجودات را و دوباره جمع شان می کند.

پس بنابراین این است که عالم آفرینش همان باز شده وجود الهی ست. باز می شود و بعد بسته می شود.

رابطه روح انسان با جسم انسان همین هست. جسم انسان تنزل روح انسان هست. روح وقتی که نازل می شود می شود جسم.

روح در اولین تنزل خودش وقتی خودش را از آن ذات مطلق و لایتناها خودش که تنزل می دهد می شود عقل، بیشتر که خودش را تنزل می دهد می شود قلب، بیشتر که تنزل می دهد خودش را می شود وهم، بیشتر که تنزل می دهد می شود خیال، بیشتر که تنزل می دهد می شود شهوت و غضب، باز که تنزل می دهد می شود قوای پنج گانه باصره و سامعه و ...، بیشتر که تنزل می دهد می شود جسم. بنابراین جسم همان تنزل یافته ی روح انسان است.

به عبارت دیگر اگر شما روح را نازلش کنید می شود جسم و اگر برگرداندش به بالا می شود روح. پس به عبارت دیگر می توانیم بگوییم که جسم همان روح جسدانی ست. همان روحی ست که تبدیل به جسم شده یا بگو روح عبارت است از همان جسم روحانی. اصلا روح و جسم یک حقیقت اند. دو حقیقت نیستند که بخواهم بگویم روح توی من هست یا روح سوار بر من هست یا روح در کنار من ایستاده دارد مثلا حرکات من را، سکنات من را می بیند، نه. جسم همان روح است و روح همان جسم. فرق اینها در مرتبه ست. روح مرتبه اعلای وجود انسان ست و جسم مرتبه نازله. یک وجود کش دار است، یک وجود مشکک است، یک وجود داری مراتب هست.

لذا نسبت بین جسم انسان و روح انسان همان نسبتی ست که بین خدا و عالم هست. نگوییم انسان روح دارد چون وقتی می گوییم انسان روح دارد یعنی انسان یک چیز هست و روح چیز دیگر. بلکه باید بگوییم انسان روح هست. 

در زمان مرگ آن بعد جسمانی روح از بین می رود، متلاشی می شود، فاسد می شود اما آن مرتبه اعلای وجود انسان باقی می ماند. یعنی هر چند که جسم از تنزلات روح هست اما فساد و متلاشی شدن در این مرتبه پایین صورت می گیرد. مثل عالم آفرینش و خدا که عرض کردیم عالم آفرینش نازل شده ی وجود خداست اما کون و فساد و تباهی در همین مرتبه نازله هست و در ذات خدا نیست. در انسان هم به همین صورت هست.

*********************************************************************************************

علامه مروجی سبزواری حفظة الله

پیاده شده از فایل صوتی معاد

۰ نظر ۰۲ ارديبهشت ۹۸